تبليغاتX
سیستانيان

سیستانيان
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

نمایندگان سیستان در مجلس

وضعیت تقریبا نامعلوم نمایندگان دوره نهم در سیستان

http://www.sibpress.com/images/stories/entekhabat/najafi.jpg

مدرک تحصیلی مهندس نجفی نماینده منتخب زابل در مجلس نهم که آرایش به دلیل شکایت یکی از کاندیداها از مدرک تحصیلی وی باطل شد در سایت قرار گرفت به نظر من ایشان لیاقت بیشتری نسبت به سایرین داشتند و دارند حالا یک مدرک که از دانشگاه آزاد و پیام نور میتونستند بگیرند رو نگرفتند ایشان به دلیل سالها در کنار کشاورزان بودن از مشکلات آب این منطقه هم از سایرین بیشتر اطلاعات داشتند .

همانطور که در متن این مدرک نوشته شده است این مدرک بر اساس قراردادی بین "جهاد کشاورزی استان سیستان و بلوچستان" و "دانشگاه زابل" به آقای نجفی داده شده است. این نوع مدارک فقط در همان اداره جهت ارتقا پست ارزش دارد و بهمین دلیل شورای نگهبان پس از شکایت یکی از کاندیداها از مدرک مهندس نجفی تشخیص داد که ایشان از این مدرک جهت حضور در انتخابات نمی توانسته است استفاده کند و 46 هزار رای وی را باطل کرد.

هرچند اعتراضات پس از ابطال آرای مهندس نجفی ادامه پیدا کرد چرا که عده ای از کاندیداها اعتقاد دارند در صورتی که مهندس نجفی از ابتدا موفق به ورود به صحنه انتخابات نمی شد اکنون آنها آرای بالاتری داشتند.

بنابر اخبار دریافتی شورای نگهبان یک تیم کارشناسی برای بررسی نهایی اعتراضات کاندیداهای حوزه سیستان تعیین کرده که باید منتظر نظر این تیم ماند.

به گزارش سیب پرس چندین سناریو بر روی میز شورای نگهبان بوده که پس از بازرسی های شورای نگهبان در زابل یکی از آنها اجرایی خواهد شد.


 اول تائید صحت انتخابات حوزه زابل ، زهک و هیرمند می باشد که در این صورت شورای نگهبان باید چشم خود را بر روی تخلف مهندس نجفی ببندد. احتمال وقوع چنین سناریویی با توجه به قطعی شدن تخلف نماینده منتخب زابل خیلی کم می باشد چون حق 9 کاندیدای دیگر زیر پا گذاشته می شود و شورای نگهبان همواره نشان داده که حامی حقوق مردم بوده و در هیچ زمانی اجازه تضییع حقوق کسی را نداده است.


 دوم حذف مهندس نجفی و ورود دکتر کیخا و خانم عالی به دور دوم انتخابات مجلس می باشد. که این گزینه نیز سه شاکی دارد. سه تن از کاندیداهای مجلس در حوزه شمالی استان سیستان و بلوچستان نسبت به این موضوع اعتراض دارند چرا که آنها اعتقاد دارند مهندس نجفی آرای آنها را شکسته است و آنها اعتقاد دارند چینش آرای انتخابات در صورت نبودن مهندس نجفی به این شکل نبوده است. گروهی از کاندیداها نیز نسبت به عملکرد فرمانداران زابل و هیرمند اعتراض دارند که شورای نگهبان در این مورد مشغول بررسی است و باید منتظر اظهار نظر کارشناسان این شورا ماند.


و اما سناریو پایانی ابطال انتخابات زابل است که در این صورت مردم سیستان تا انتخابات ریاست جمهوری نماینده ای در مجلس نخواهند داشت. مواردی چون تخلف ستاد سید باقر حسینی در استفاده از نام جبهه متحد اصولگرایان نیز می تواند بهانه خوبی برای شورای نگهبان باشد تا به کل انتخابات سیستان را باطل کند.

 

شایعه ای در منطقه سیستان پخش شده بود در رابطه با سناریو دوم که اگر مهندس نجفی حذف بشود دکتر کیخا بدون حضور در دور دوم انتخابات راهی مجلس خواهد شد. اما با توجه به اخذ ۱۷۸۶۷۲ رای از مردم سیستان حداقل آرا برای حضور در مجلس عدد ۴۴۶۶۸ می باشد. اما آرای دکتر کیخا نماینده زابل در مجلس هشتم کمتر از این مقدار است و در صورت حذف مهندس نجفی انتخابات زابل به دور دوم کشیده خواهد شد.

نمایندگان سیستان در مجلس شورای اسلامی

 

 

از راست  دکتر نورا  ودکتر کیخا نمایندگان سیستان در مجلس  شورای اسلامی .                                                                                                                           نمی دونم  اسمشونو باید گذاشت مفت خور یا  نماینده  و  حامی  مردم! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !

 

بقیه دارن بودجه مملکت رو تقسیم میکنن     این  راد مردان غیور سیستان  زمین  دارن عکس یادگاری میگیرن! ! ! ! !

[ 2012/4/5 ] [ 11 ] [ م.قدرتی ]



















دهانه غلامان
تنها شهر متعارف گزارش شده هخامنشي

 

 

 





اين شهر باستاني در 44كيلومتري زابل قرار دارد و به دوران هخامنشي تعلق دارد. بناها از گل خام هستند و                   به دليل چسبندگي بسيار زياد گل در   اين منطقه ديوارهاپس از خشك شدن از آجر نيز سخت تر شده اند.  به همين دليل اين شهر تقريبا سالم از زير خاك بيرون آمده است. نكته عجيب اين است كه در اين شهر هيچگونه  آثار زندگي يافت نشده است و احتمال اين ميرود كه مردم شهر به دليل خاصي آنرا ترك كرده باشند و شهر را متروك و بي سكنه  گذاشته اند. طول اين شهر 1500متر است و آثار متعددي از دوران هخامنشي در آن وجود دارد كه شامل ساختمانهاي اداري،    و  محله هاي مسكوني، معبد،رصدخانه، محله صنعتي ،خزانه و غيره است.در قسمت شمالي شهر بناي بزرگي ديده ميشود  كه بالغ بر چهل و پنج اتاق دارد. اين بناي عظيم تنها يك در داشته و در داخل آن ازستونهاي بزرگي براي نگه داري سقف استفاده شده است. بزرگترين نقاشي ديواري دوران هخامنشيان بر روي يكي از ديوارهاي اين شهر ديده ميشود. يكي ديگر از بناهاي اين شهر باستاني با اضلاع 54متر،رصدخانه بوده كه هم اكنون بازسازي شده است. در متون كهن نيز داريم كه زرتشت در رصد خانه نيمروز حلول خورشيد را رصد كرده است. بازي سايه ها در اين بنا موقعيت سال را نشان ميدهد. به دليل اينكه بادهاي سيستان از شمال به جنوب مي وزد درهاي خانه ها رو به جنوب است و آنهايي كه رو به شمال است با يك باد شكن مهار شده اند.در اين شهر بر خلاف معماري هخامنشي سقفها را گنبدي ميساختند و اين يكي از موارد نادر در زمان هخامنشي است

کانال آبی شهر را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می کند و احتمالا بخش شمالی به دلیل وجود ساختمانهای بزرگ در آن متعلق به اشراف شهر بوده و بخش جنوب رودخانه مردم معمولی زندگی می کردند. در این قسمت سازه های مسکونی توسط کوچه های موازی شرقی غربی تقسیم شده اند. استخوان های کشف شده عموما متعلق به پستان داران هستند و در نگاره های تخت جمشید زرنگیان گاو هدیه آورده اند. اینگونه میتوان نتیجه گرفت در این محل پرورش گاو از قدیم رونق داشته است.









 

 

 

 

 
 




نقاشي ديواري

جنس ديوارها از خشت خام است





تعداد يكصد ليوان سفالي به همراه مهر سازنده مكشوفه از يك بنا

يكي از بناهاي دهانه غلامان














[ 2011/2/16 ] [ 19 ] [ م.قدرتی ]
وام، خبرگزاری رسمی امارات متحده عربی ساعتی پیش گزارش داد که امارات سفیرش را از ایران فراخوانده است.
وام: خبرگزاری رسمی امارات متحده عربی ساعتی پیش گزارش داد که امارات سفیرش را از ایران فراخوانده است.

وزارت خارجه امارات سیف محمد عبید الزعابی، سفیر انارات در تهران را برای مشورت به کشورش فراخوانده است.

کار‌شناسان معتقدند استفاده از عبارت «برای مشورت» برای این به کار می‌رود تا فراخوانی سفیر به معنی کاهش سطح روابط تفسیر نشود.‌‌ همان طور که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سفرای خودشان رو برای مشورت از سوریه فراخواندند.

این در حالی است که در پی سفر روز گذشته محمود احمدی‌نژاد به جزیره «ابوموسی»، شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان، وزیر امور خارجه امارات در اظهاراتی شدیداللحن، این سفر را محکوم کرده و آن را تجاوز به حقوق سرزمینی کشورش دانسته است!

خبرگزاری «امارات ۲۴» با بیان این خبر، گزارش داده که عبدالله، سفر احمدی‌نژاد را «تجاوزی وقیحانه» به حاکمیت امارات بر سرزمینش و مانعی بر سر راه همه تلاش‌های امارات برای یافتن راهکاری مسالمت آمیز برای پایان «اشغال» جزایر توسط ایران دانسته است.

احمدی‌نژاد در بخشی از سخنان خود در ابوموسی با کنایه به کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت: «این خیلی ناپسند است که به دیگران اجازه دهیم در سرزمین ما پایگاه نظامی ایجاد کرده و از ما علیه دیگر ملت‌های منطقه استفاده کنند و هزینه‌های اقدامات را نیز از پول نفت و امکانات خودمان محاسبه کنند.»

در مقابل عبدالله گفته: «این سفر وضعیت حقوقی این جزایر را که بخش و جزیی از سرزمین ملی امارات هستند، تغییر نخواهد داد».

وی همچنین زمان انجام این سفر را نیز محکوم کرده و مدعی شده این سفر هنگامی انجام گرفته که دو کشور موافقت کرده بودند تلاش خود را برای رسیدن به توافقی در مورد این موضوع به کار بگیرند و فضایی مساعد برای ارتقای ثبات در منطقه پدید بیاورند. عبدالله مدعی شده سفر اخیر، نقض آشکار این توافق است.

این ادعا‌ها در حالی بیان می‌شود که جزایر سه گانه، همواره جزئی جدایی ناپذیر از سرزمین ایران بوده و مقامات ایرانی از گذشته تاکنون همواره اعلام کرده‌اند که درباره تمامیت سرزمینی کشورمان به مذاکره و مصالحه نخواهند پرداخت.


روزنامه داون پاکستان نوشت: عربستان سعودی از دولت پاکستان خواسته است که در مورد تصمیم خود مبنی بر ادامه همکاری با ایران در حوزه انرژی تجدید نظر کند.
الف: بر اساس این گزارش، ملک عبدالله پیشنهاد "بسته ی جایگزین" را برای برطرف کردن نیازهای رو به رشد پاکستان در حوزه انرژی داده است تا این کشور پروژه های واردات گازی، برقی و نفتی خود با ایران را متوقف کند.

به نوشته انتخاب، همچنین، معاون وزیر خارجه عربستان پیشنهادی مبنی بر اعطای وام و ساخت تاسیسات نفتی برای خروج پاکستان از بحران اقتصادی و انرژی را داده است.

روزنامه داون پاکستان در ادامه به نقل از منابع خود ادعا کرد: این پیشنهادات در جلسات مشترک وزرای عربستان و پاکستان در حال بررسی است.

شاهزاد عبدالعزیر بن عبدالعزیز گفتگویی رو در رو با یوسف رضا گیلانی نخست وزیر پاکستان و هیئتی بلندپایه داشت که طی آن پیغام ویژه ملک عبدالله را به آنها منتقل نمود.

کشور پاکستان مراودات بزرگ تجاری با ایران دارد و به همراه هند در حال نهایی کردن قرارداد خط لوله بزرگ نفت با ایران است. همچنین امنیت پاکستان وابستگی زیادی به جمهوری اسلامی دارد و این کشور به تنهایی قادر به مهار تروریست های وهابی نیست.

بر این اساس بعید به نظر می رسد پیشنهاد آل سعود همسایه ایران را وسوسه کند.

[ 2012/4/12 ] [ 21 ] [ م.قدرتی ]
  • اگر بلبل آواز بخواند، مهمان می رسد .
  • نگاهداری کبوتر، بد شگون است .
  • اگر پلپلاسی (پرستو، چلچله) خودش به خانه آمد و لانه ساخت، خوش یمن است .
  • خراب کردن لانه پلپلاسی، بد یمن است .
  • اگر مرغ خود را تکان دهد، میهمان می رسد .
  • اگر مرغی تخم دو زرده کرد، به فال نیک می گیرند .
  • اگر صدای زن حامله به گوش مار برسد، مار کور می شود .
  • اگر کسی ناظر نشخوار اسب باشد که سالی یکبار آنهم هنگام تحویل سال انجام میشود، قبل از پایان سال می میرد .
  • اگر گاو پای خود را تکان دهد، باران خواهد آمد .
  • اگر هنگام سفر روباهی را ببینند و این روباه درنگ کند و صورت خود را به مسافر نشان دهد، این سفر را خوش یمن می دانند .
  • آمدن باران به هنگام آفتاب، نشانه آن است که گرگی دارد می زاید .
  • اگر کسی آب روی سگ بریزد، زگیل در می آورد .
  • اگر سر شب سگی پارس کند، صاحبش می میرد .
  • اگر سگ در خانه باشد، جن جرئت ورود را ندارد .
  • اگر کسی جز مرغ و خروس حیوان دیگری را کیش گفت، به خانه اش میهمان می رسد .

در ارتباط با خارش اندام های مختلف بدن :

  • اگر کف پای کسی بخارد، به سفر می رود .
  • خارش کف دست چپ، نشانه بدست آوردن پول و خارش کف دست راست، نشانه از دست دادن پول است .
  • اگر نوک بینی کسی بخارد، به مهمانی می رود .

در ارتباط با طول عمر و عوامل موثر بر آن :

  • اگر کفن مرده در دهانش بیافتد، خانواده او یکی پس از دیگری خواهد مرد .
  • حلوای جوانمرگ را نباید خورد؛ خوردن حلوای آدم پیر، سبب طول عمر می شود .
  • اگر مرده در خواب به کسی چیزی بدهد، عمر او دراز می شود و اگر چیزی بگیرد، نامیمون است .
  • اگر کسی خواب ببیند که مرده است، عمرش زیاد می شود .

در ارتباط با گرفتن ناخن :

  • گرفتن ناخن در چهارشنبه، بدشگون است .
  • اگر ناخنهای گرفته شده را زیر دست و پا بریزند، فقر می آورد و باید آنها را در پاشنه در اتاق بریزند .

در ارتباط با خوراک :

  • اگر هنگام ناهار یا شام، نان یا آب در گلو گیر کند، یکی از نزدیکان او گرسنه است .
  • اگر در مراسم عروسی در شب سرشوئی (حنا بندان) باد بوزد می گویند عروس ته دیگ را خورده و اگر در روز باد بوزد می گویند داماد ته دیگ را خورده .
  • اگر قند از دست صاحب خانه در چای بیافتد، میهمان خواهد آمد .

در ارتباط با حاملگی و دوران شیردهی :

  • اگر زنی حامله باشد و صورت خرگوشی را مشاهده کند، وسط لب نوزادش باز می ماند و آن را لب خرگوشی می گویند .
  • هنگام گرفتن خورشید یا ماه، زن آبستن هر جای بدنش را بخاراند، همان جای بدن نوزاد را خورشید یا ماه می گیرد و سیاه می شود .
  • اگر از خوراک مطبوع و خوشبوی خود به زن حامله همسایه ندهند، چشم نوزاد زاغ می شود .
  • اگر صورت زن حامله ای لک بردارد، نوزادش دختر خواهد بود .
  • اگر زن حامله زیاد راه برود و کار کند، نوزادش پسر خواهد بود .
  • اگر زن حامله در خواب مرده ببیند، چشم نوزاد شور می شود .
  • اگر زن حامله تا ده روز تنها باشد، جن زده می شود .
  • اگر شیر ِ زن در جای کثیفی بریزد، شیرش خشک می شود؛ بنابراین باید شیرش را در آب روان بریزند .
  • (اگر زنی نوزادی پسر را حامله باشد و به زیارت بی بی دوست برود بی بی ناقصی در نوزاد می گذارد)

در ارتباط با فقر و ثروت :

  • اگر بوته دودنی (اسپند) در خانه ای سبز شود، ساکنان آن آواره می شوند .
  • اگر کسی خواب دید شخص بزرگی به او شمشیری داده است، ثروتمند می شود و اگر در خواب کسی اسبی ببخشد، نشانه بر آوردن حاجات است .

پراکنده :

  • اگر کسی دسته کلید را به هم بزند دعوا می شود .
  • پس از غروب آفتاب، انتقال آتش را از خانه ای به خانه دیگر نا میمون می دانند (باوری مشترک با زرتشتیان) .
  • اگر بالای سر کسی هنگام خواب ِشب جوراب باشد، خوابهای آشفته می بیند .
  • اگر سقف دهان کسی سیاه باشد، نفرینش تاثیر دارد .
  • سر بزرگ نشانه عقل و تدبیر است .


موضوع بندی این باور ها امری سلیقه ای بود، چرا که یک باور می توانست در چند موضوع دیگر هم خودنمائی کند، به عنوان مثال ؛

تعبیر خواب سیستانی :

  • اگر مرده در خواب به کسی چیزی بدهد، عمر او دراز می شود و اگر چیزی بگیرد، نامیمون است .
  • اگر کسی خواب دید شخص بزرگی به او شمشیری داده است، ثروتمند می شود و اگر در خواب کسی اسبی ببخشد، نشانه بر آوردن حاجات است .
  • اگر کسی خواب ببیند که مرده است، عمرش زیاد می شود .
  • اگر زن حامله در خواب مرده ببیند، چشم نوزاد شور می شود .
  • اگر بالای سر کسی هنگام خواب ِشب جوراب باشد، خوابهای آشفته می بیند .

سر رسیدن میهمان :

  • اگر بلبل آواز بخواند، مهمان می رسد .
  • اگر مرغ خود را تکان دهد، میهمان می رسد .
  • اگر کسی جز مرغ و خروس حیوان دیگری را کیش گفت، به خانه اش میهمان می رسد .
  • اگر نوک بینی کسی بخارد، به مهمانی می رود .
  • اگر قند از دست صاحب خانه در چای بیافتد، میهمان خواهد آمد .
  • (اگر لیوان ها یا استکان ها در یک راستا قرار گیرند میهمان خواهد آمد)

(کلیه باور های مزبور، از کتاب عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان، نوشته ایرج افشار سیستانی دستچین شده اند) .




دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد.

فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است ۱ (در کتاب عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان نوشته ایرج افشار سیستانی، در فصل فرهنگ عامیانه مردم سیستان، از این ماه با اندکی تغییر به اسم «كواز» نام برده شده است)

شب یلدا تنها چند روزی با کریسمس که به باور بیشتر فرقه های مسیحی شب تولد عیسی مسیح است فاصله دارد. علاوه بر آن بعضی عناصر موجود دراین مراسم  مانند درخت کریسمس به باورهای ایران باستان نزدیکی دارد (سرو ودیگر گیاهان سبز در مراسم آئینی ادیان باستانی ایران وجود داشته و تا امروز هم شاخه های سرو در مراسم اوستا خوانی و گهنبارهای زرتشتیان دیده می شود). به این دلایل ارتباط این دو جشن بحث های فراوانی بخصوص از جانب ایرانیان و ایران پژوهان  به همراه داشته است. ۲

و اکنون راحت تر به این باور خواهیم رسید که درخت کورگز سیستانیان  (که بارز ترین نمونه آنرا در درون و اطراف آرامگاه بی بی دوست شاهدیم) با درخت سرو زرتشتیان و درخت کاج عیسویان در جشن کریسمس، همسوئی و ترادف تاریخی دارد .

منبع : وبلاگ دوست و همشهری عزیزمان zabax.blogfa.com

[ 2012/4/12 ] [ 20 ] [ م.قدرتی ]

http://img.tebyan.net/big/1389/09/16211424813117813917209147217156111913110539.jpg

با وجود اينكه همه جا ميبينيم و ميخونيم كه آسياب هاي بادي بومي سيستان بوده و است اما استان هاي بزرگتر براي جذب توريست از ما پيشي گرفته اند.

در جام جم ايران نما شماره 26 سه شنبه پنج مهر ماه عنوان مقابل ديده ميشود آسباد ; جاذبه ي منحصر به فرد گردشگري خراسان

در اين مقاله كه به بيان جاذبه هاي گردشگري خراسان پرداخته شده آمده است كه به طور يقين اين آسبادها از ابتكارات صنعتي همين مردم بوده و از نظر معماري بسيار ارزشمند و ديدني است .

و احياي دوباره آسبادهاي خراسان را براي جذب گردشگران داخلي و خارجي پيشنهاد كرده است .

در اين مقاله قروت از غذاهاي محلي شهر خواف ذكر شده است.

[ 2012/2/3 ] [ 17 ] [ م.قدرتی ]

[ 2012/2/3 ] [ 14 ] [ م.قدرتی ]

شهیدبزرگوار غلامرضاقدرت پناه درپنجم تیرماه ۱۳۴۵درخانواده ای متدین ومذهبی وکشاورز درروستای ارباب از توابع شهرستان زابل دیده به جهان گشود ،او دومین فرزند وپسرارشد خانواده بود.تحصیلات دوران ابتدایی رادرزادگاهش ودوران راهنمایی رادرمدرسه مالک اشتر بنجار سپری نمود.باشروع جنگ تحمیلی درس رارها نموده وچندین مرحله به صورت داوطلب بسیجی جهت دفاع ازمملکت اسلامی به جبهه ها اعزام گردید . . .

 

شهیدبزرگوارمهدی قدرت پناه دربیستم اسفندماه  1360درخانواده ای متدین ومذهبی وکشاورز درروستای ارباب ازتوابع شهرستان زابل دیده به جهان گشود،وی ششمین فرزندخانواده بود پنج سال بیشترنداشت که برادربزرگش به نام غلامرضا که درجه دارارتش بوددرسال 1365درجبه های حق علیه باطل به درجه رفیع شهادت نائل گردیدشهیدمهدی تحصیلات دوران ابتدایی رادردبستان امام جواد(ع)ودوران راهنمایی رادرمدرسه آیت الله طالقانی ده ارباب به پایان رساند وپس ازاخذ مدرک تحصیلی سیکل واردمقطع متوسطه دردبیرستان شهیدصادقی بنجارشد باتوجه به علاقه وافر به شغل نظامی درسال 1377به استخدام نیروی انتظامی درآمد . . .

 


موضوعات مرتبط: زندگینامه شهداوالامقام غلامرضا و مهدی قدرت پناه
ادامه مطلب
[ 2011/8/6 ] [ 10 ] [ م.قدرتی ]
[ 2011/8/6 ] [ 10 ] [ م.قدرتی ]

براساس تحقیقات به عمل آمده ومصاحبه های متعدد که بابرخی ازبزرگان وریش سفیدان روستا داشتیم،اجماع نظرات آنها بیان کننده این مطلب است که وجه تسمیه ده ارباب بدین گونه می باشد که شخصی به نام ارباب حسن ، ابتدا ساکن قلعه ارباب در ولایت فراه افغانستان  که شرح کامل آن بیان شدبوده و سالیان متمادی باوجود ثروت فراوان واملاک ومستقلات دراین قلعه درولایت (استان)فراه زندگی نموده است.

ارباب شخصی بسیارشجاع ،معتقدومذهبی وعلاقه خاص به روحانیت داشته تاجاییکه  براثر اختلافی که بین او ویکی ازطوایف  ساکن درولایت فراه افغانستان رخ می دهد ارباب درمحکمه دادگاه به همراه روحانی حاضر می شود وهمه جا همپای روحانیت بوده است واین امر موجب می گردد تاارباب دردادگاه تبرئه گرددوچون ارباب درآن ولایت احساس ناامنی می کرده است.بنا براصرار همراهان وارد ایران می شود ودرکنگ محمدحسین (بلندی که درآن زمان (زول)جنگل طبیعی پوشیده از گز وبوته بوده )که موقعیت آن بین دوشیله نصرووشیله حاجی غلامحسین بوده )ده ارباب فعلی ساکن میشود.ارباب به دلیل استقلال مطلق درهمه مشاغل کاسبهای مختلفی چون آهنگر،دروگر،رنگریز،را باخود به همراه آورد . . .


ادامه مطلب
[ 2011/8/6 ] [ 10 ] [ م.قدرتی ]
[ 2011/8/3 ] [ 9 ] [ م.قدرتی ]
 

 

و اما پس از خشک سالی ! ! !

 

 


موضوعات مرتبط: تصاویری از دریاچه هامون (کانس اویا)
ادامه مطلب
[ 2011/8/3 ] [ 9 ] [ م.قدرتی ]
[ 2011/8/3 ] [ 9 ] [ م.قدرتی ]
[ 2011/8/1 ] [ 9 ] [ م.قدرتی ]

 عباسعلی نورا با سخنرانی جالبی قسمت زیادی از مشکلات سیستان را در قالب تذکری طنز آمیز بیان کرد متن این تذکر به نقل از وب سایت دکتر عباسعلی نورا بدین شرح می باشد:

روزی ملا نصر الدین به سیستان سرزمین اسطوره ای و ولایی به هزار امید رفت
ملا
از سیستانی قدری نان خواست او از نداری عذر خواست
ملا گفت
لیوانی آب ده پاسخ شنید غیر بهداشتی است و بهداشتی آن را برای از ما بهتران برده اند
ملا گفت
بی انصاف قدری آرد ده تا نانی بنهم پاسخ شنید کارخانه آرد ما را با چند هزار تن گندم سر کیسه و تعطیل کرده اند و نهاد های نظارتی هم انگار نه انگار
ملا گفت
بدبخت دستشون در یک کاسه است پاسخ شنید الله و اعلم
ملا گفت
آدرس بده بروم کارخانه سیمان سیستان مزدوری کنم و شکمی از عزا در آرم پاسخ شنید بدبخت ، کارخانه از مزایای سیستان دائر و سیستان فقط نام آن را به یدک میکشد و مزایای درآمدی و اشتغال آن به همت مقامات به غیر ما رسید و ما هم با حلوا حلوا کردن دهن شیرین میکنیم، برای مزدوری در کارخانه در خانه غیر زن.
ملا گفت
جایی برای خواب چی پاسخ شنید مسکن مهر در اینجا با مشکل بر خورده است و مسکن ما ایمن نیست
ملا گفت
از آن همه شعار چیزی نصیب شما نشد پاسخ شنید به حد کافی ذوق زده شدیم ولی سفره ما کماکان بی رنگ است
ملا گفت
علوفه ای برای شکم خرم بده پاسخ شنید نمیدانی از بی همتی اینان هامون سیستان به تلی از ماسه بادی تبدیل شده است و حیات و ممات ما خاکستر شده و دادرسی نیز نداریم
ملا گفت
طویله ای برای اسکان خر من چی پاسخ شنید شن های روان طویله ها را در نوردیده و عنقریب خانه و روستا را
ملا گفت
آدرس بازارچه های مرزی را ده پاسخ شنید آن هم برای شکم سیری از ما بهتران است و آه و نالۀ آن از آن ما سیستانی هاست
ملا گفت
لااقل آدرسی برای سرگرمی ده تا گرسنگی فراموش شود پاسخ شنید سال هاست سینما ها و مکان های تفریحی ما را لولو خورده

ملا گفت شنیدم سیستان از نعمت دانشگاه ها پر از نوابغ است کجایند نوابغ پاسخ شنید شغلی نبود برای امرار معاش پی رانندگی ، پسته چینی و کارگری عازم دیار دگر شدند.
ملا گفت
پس سوی رودخانه مشترک بشم تا دست و رویی تازه کنم پاسخ شنید تعجیل نکن از نعمت دیوار مرزی آب را بر ما بستند. گر خواهی آن سوی شو اما با عذاب غیر مواجه خواهی شد لذا سیستانی ها عطایش را به لقایش بخشیدند
ملا گفت
بی انصاف راه فرار از مرز را نشان ده پاسخ شنید دیوار مرزی راهی برای فرار ندارد مگر از بند پ بری که آن هم در ید ما نیست
ملا گفت
بزرگ خانه کجاست پاسخ شنید عزاداری رفته است ملا گفت سیستان شما با این حال و روزی که دارد باید همواره در تعزیت باشد
پاسخ شنید
اسباب تعزیت هم از ما ربودند

[ 2011/7/31 ] [ 17 ] [ م.قدرتی ]

چون جلای وطنی دیده ی گریان از تو

چشم  پاک و دل شاد و لب خندان ازمن

جمع آهنگر و نجاری و کفاش از تو

نره شیران و دلیران سجستان از من

جزیه سیم و زر و باج گرفتن از تو

شرح جنگاوری رستم دستان از من

[ 2011/7/13 ] [ 18 ] [ م.قدرتی ]
هر صبح گاوشان را با مقداری پنبه و چرخ نخریسی به دختر می داد که در موقع چریدن گاو دختر بیکار نباشد ، و شب با نخ به خانه بیاید . نخریسی برای دختر بسیار مشکل بود و دختر روز به روز لاغرتر می شد یک روز که دختر گاو را برای چرا چند قدم دورتر می کرد ، بادی بلند شد و پنبه ها را با خود برد . دختر وقتی سر جایش برگشت متوجه شد که پنبه ها سر جایش نیست و باد پنبه ها را برده است .


وحشت زده به راه افتاد . تا این که به غاری رسید که سه زن در حال عبادت بودند . دختر می خواست برگردد که ناگهان یکی از زنها او را صدا زد دختر جلو رفت و سلام گفت . زن پرسید دختر جان چه مشکلی داری ؟ دختر با حالتی گریان تمام ماجرای زندگیش را تعریف کرد .

زن گفت دختر جان خدا به تو کمک می کند . اینجا ما عبادت می کنیم . تو پنبه ها را بردار و برو و از فردا که گاو را به چرا آوردی ، پنبه ها را بده گاوت بخورد و گاو از شاخش نخ به تو می دهد . وقتی که گرسنه شدی شاخ دیگر گاو را دست بزن ، هر خوراکی که خواستی گاو به تو می دهد .

مدتی بعد زن پدرت باعث می شود که پدرت گاو را بکشد . تو از گوشت گاو نخور . بعد استخوانهای گاو را جمع کن و در زیر خاکسترهای تنور جلوی سوراخ تنور دفن کن .

هر وقت مشکلی برایت پیش آمد ، برو سر خاکسترها به نام خدا برای بی بی سه شنبه دعا کن . خدا مرادت را می دهد اما وقتی به مرادت رسیدی ، نذر بی بی سه شنبه را فراموش نکنی . دختر پرسید نذر بی بی چگونه است . او تو ضیح داد که باید شبها از هفت خانه در حالیکه غربالی به دست داری که داخل آن آینه و سورمه دان هست ، مواد خوراکی گدایی کنی ، آن هم در حالی که کسی تو را نشناسد .

دختر پنبه هارا را گرفت وقتی به گاو رسید پنبه ها را به دهان گاو داد . گاو پنبه ها را خورد و نخ از شاخ گاو بیرون آمد . دختر از شاخ دیگر گاو مقداری خوراکی گرفت و خورد و غروب راهی خانه شد .

از فردا کار دختر راحت شد .

دیری نگذشت که دختر چاق و چله شد و چون غذای خوب می خورد ، روز به روز قشنگتر می شد . یک روز که زن پدر خیلی به دخترک مشکوک شده بود دختر خودش را هم با او به صحرا فرستاد .

شب وقتی باهم به خانه آمدند ، دختر چگونگی را برای مادرش گفت . و راز فاطمه آشکار شد و زن پدر به فکر نابودی گاو افتاد .

بالاخره زن پدر به کمک جادوگر نقشه کشتن گاو را کشید و یک روز صبح خود را به مریضی زد. پیر مرد هر جا طبیبی بود زن را نزدش برد ، اما زن همچنان ناله می کرد . فقط جادوگر مانده بود که پیرمرد دست به دامان جادوگر شد .

جادوگر هم که قبلا از طرف همسر پیرمرد وارد تو طئه شده بود . به پیرمرد گفت : زنت وقتی بهبود پیدا می کند که تو گاو را به صورت نذر بکشی و گوشتش را هم خیرات بدهی . پیرمرد که دید با کشتن گاو وضعیت مالی او از هم می پاشد به جادوگر گفت راه دیگری پیدا کن . اما جادوگر جواب داد جز کشتن گاو هیچ راهی ندارد .

بالاخره مرد رضایت داد ، در موقع کشتن گاو فاطمه زیاد گریه کرد . اما نتیجه ای نگرفت ولی از پدرش قول گرفت که گوشتهای گاو را خودش خانه به خانه ببرد . پدر شرط فاطمه را پذیرفت و او هم گاو را ذبح کرد .

فاطمه برای هر خانه ای که گوشت نذری می برد از صاحب خانه درخواست کرد که پس از خوردن گوشتها ، استخوانها را به او پس بدهند . او تمامی استخوانها را جمع کرد و طبق دستور زنی که داخل غار دیده بود ، استخوانها را زیر خاکستر پای تنور دفن کرد .

پس از کشتن گاو ستم های زن پدر ادامه پیدا کرد . تا این که یک روز جارچی شهر شروع به جار زدن کرد که فردا عروسی دختر شاه است ، هر کسی بخواهد می تواند به عروسی دختر پادشاه بیاید .

زن پدر و دخترش در تدارک شدند که فردا به عروسی بروند . فاطمه هرچه گریه و زاری کرد که اجازه بدهند او هم با آنها به عروسی برود ، قبول نکردند . و زن پدر مقداری ذرت و گندم و جو را با هم مخلوط کرد و گفت باید این دانه ها را از هم جدا کرده و بعد آرد کنی و نان هر کدام را هم جدا بپزی .

و سپس راهی خانه پادشاه شدند .

فاطمه با چشم گریان سراغ غله ها آمد ناگهان نصیحت آن زن یادش آمد ، سر خاکستر های تنور آمد .

خاکستر ها را از روی کیسه ای که استخوانهای گاو داخلش بود کنار زد و با چشمی گریان نیت کرد که بی بی او را از این همه مصیبت نجات دهد .

چشم بر هم گذاشت و لحظه ای بعد چشم باز کرد چشم باز کرد متوجه شد که نزدیک تنور دروازه ای باز شد و او داخل یک قصر بزرگ قدم گذاشت . در حالیکه با وحشت اطرافش را نگاه می کرد واما تمامی افرادی که داخل قصر بودند در مقابلش تعظیم می کردند ، و از او می پرسیدند : حالا که آمدی خوش آمدی اما چرا عروسی دختر پادشاه نرفته ای ؟

فاطمه با چشمانی گریان همه داستان را برایشان تعریف کرد

اهالی قصر گفتند فاطمه جان این کار که مشکل نیست . ما کار تو را انجام می دهیم تو برو عروسی .

بعد یک زن یک جفت کفش طلایی بسیار زیبا با لباسی فاخر برای فاطمه آورد تا بپوشد و با اسبی که برایش آورده بودند به عروسی برود.

فاطمه فوری لباس عوض کرد و سوار اسب شد در حالیکه یک نفر غلام لگام اسب را داشت او را به خانه پادشاه راهنمایی کرد .

وقتی فاطمه جلوی قصر از اسب پیاده شد و پا به داخل قصر گذاشت ،همه شرع به تعظیم کردند و در صدر مجلس او را نشاندند .

وقتی فاطمه نشست . همگی از زیبایی فاطمه تعجب کردند و پذیرایی شروع شد. فاطمه جلوی در را نگاه می کرد که دید پدر ، زن و دخترش جلوی در نشسته اند . نا خواهری فاطمه تا چشمش به فاطمه افتاد به مادرش گفت : مادر ببین این دختر شکل خود فاطمه است مثل سیبی که از وسط آن را دو نیم کرده باشند. مادر در جواب فرزندش گفت فاطمه حالا مشغول جدا کردن غله هاست . او را چه به اینجا .

اما فاطمه از اینکه می دید زنان قصر هیچ توجهی به زن پدر او ندارن ناراحت شد و دستور داد مقداری غذا و آب به آنها بدهند .

فاطمه مدت زیادی نشست و چون دید دیر می شود ، از جا بلند شد . اهالی قصر التماس زیادی کردند که فاطمه بماند اما او قبول نکرد . از قصر بیرون آمد و بر اسب سوار شد . غلام لگام اسب را گرفت و راه افتاد . آنها در راه بازگشت به یک نهر آب رسیدند . وقتی اسب خواست از نهر آب رد شود ، ناگهان یک لنگه کفش از پایش داخل نهر آب افتاد . غلام هر چه داخل آب را گشت ، کفش را نیافت و مایوس راه افتادند . فاطمه به محض رسیدن سراغ غله ها رفت ، دید به جای آن ها سه نان تازه از ذرت ، گندم و جو پخته شده و داخل سفره قرار دارد . فاطمه لباس ها را در آورد و کفش و لباس ها را گوشه ای پنهان کرد . از آن طرف پسر پادشاه برای شکار از قصر خارج شد . در مسیر شکارنهر ی قرار داشت ، اسب وقتی نهر آب را دید خود را عقب کشید و شروع کرد به شیهه کشیدن . پسر پادشاه به همراهانش دستور داد تا نگاه کنند که چرا اسب داخل آب نمی رود .

پسر پادشاه به دقت داخل آب را نگاه کرد دید چیزی مثل نور خورشید برق می زند . از اسب پیاده شد ، داخل آب رفت و آنچه داخل آب بود ، برداشت . متوجه شد لنگه کفش طلا کاری بسیار زیبایی است . لنگه کفش را نزد پدر برد و به او گفت پدر صاحب این کفش را برایم خواستگاری کن .

شاه به جارچی دستور داد تا جار بزند : فردا همه در خانه هایشان بمانند و کسی از خانه بیرون نرود . چند ماموربا کفش وارد خانه ها شدند و شروع کردند به اندازه گرفتن لنگه کفش ، دختری که کفش به طور دقیق اندازه پایش باشد . پیدا نشد یکی دو مورد هم که کفش کمی اندازه بود ولی سراغ لنگه دیگر را می گرفتند ، آن ها نداشتند . در این مدت زن پدر فاطمه فهمیده بود که اگر لنگه کفش اندازه دخترش باشد ، او زن پسر پادشاه خواهد شد . از این روی بهترین لباسها را به دخترش پوشاند و فاطمه را در تنور برد و روی تنور را هم با پالان الاغی پوشاند .

وقتی مامورین داخل منزل آمدند و کفش را به پای دختر اندازه گرفتند . اندازه او نبود از زن پدر فاطمه سوال کردند که دختر دیگری نیست ؟ او جواب داد که نه ! در همین وقت خروس خانه به طرف تنور دوید و گفت Sad کو کو کو ، فاطمه خوب داخل تنور ) زن با چوب خروس را فراری می داد اما خروس دست بر دار نبود .

مامورین به گفته زن اعتنایی نکردند و به طرف تنور رفتند . پالان الاغ را از روی تنور برداشتند . دیدند دخترکی مثل قرص ماه داخل تنور هست . او را از تنور بیرون آوردند و کفش را اندازه گرفتند . دیدند اندازه است . سراغ لنگه دیگر رفتند ، دختر گفت همین جاست و از زیر خاکستر ها لنگه دیگر را با یک دست لباس فاخر به مامورین داد . مامورین بلافاصله لباسها را با لنگه کفش نزد پادشاه بردند . پادشاه هم دستور داد هفت شبانه روز شهر را آیینه بندان کردند . و دختر را به عقد پسرش در آورد .

در یکی از روزها ، یاد دختر آمد که آن روز بی بی به او گفت هر موقع به مرادت رسیدی ، نذر بی بی سه شنبه را فراموش نکنی . بلافاصله از جایش بلند شد و چون زن پسر پادشاه بود نمی توانست شبانه بیرون برود و با تکدی چیزی بگیرد ، هر طاقچه را یک خانه فرض کرد و برای هر طاقچه مقداری از غلات داخل غربال ریخت و دیگ لتی را هم بار گذاشت . سفره بی بی سه شنبه را پهن کرد آیینه ، سورمه دان ، کاسه آب و قرآ ن را روی سفره گذاشت . دیگ آش را هم بار کرد و سپس ایستاد .

موقعی که به نماز ایستاده بود پسر پادشاه نوکرش را فرستاد تا وسایل شکار را از خانه بیرون بیاورد . نوکر هر چی در زد کسی در را باز نکرد ، چون فاطمه به نماز ایستاده بود . نوکر برگشت و ماجرا را برای پسر پادشاه گفت پسر پادشاه خودش آمد و هر چه در زد دید کسی در را باز نمی کند . با لگد در را باز کرد دید همسرش دیگ لتی را بار گذاشته و مشغول نماز است . با عصبانیت سفره را کشید و دیگ را واژگون کرد . وسایل شکار را برداشت و از خانه خارج شد و به اتفاق برادران و فرزندان وزیر عازم شکار شدند.

ناگهان بادی سرخ و سهمناک در شکار گاه وزیدن گرفت . به گونه ای که برادران او و فرزندان وزیر گم شدند . او تنها به طرف شهر برگشت . در بین راه به یک باغچه هندوانه رسید . از اسب به زیر آمد و با خود گفت برای رضایت همسرم چند هندوانه بچینم و به خانه ببرم . از اسب پایین آمد و شش هندوانه داخل خورجین گذاشت . وقتی به دروازه شهر رسید ، دید مردم چپ چپ او را نگاه می کنند . وقتی پشت سرش را نگاه کرد ، دید خطی خونین پشت سرش ادامه دارد . از اسب پایین آمد و خورجین را پایین آورد . مردم داخل خورجین را نگاه کردند و دیدن شش سر بریده داخل خورجین او هست . ماجرا را به پادشاه گفتند . او دید که سر بریده فرزندان او و فرزندان وزیر داخل خورجین هست ، بلافاصله دستور داد تا فرزندش را به زندان ببرند . تا بررسی لازم صورت گیرد .

در داخل زندان هر غذایی برایش می بردند ، تا دست می زد به سنگ تبدیل می شد و او داشت از گرسنگی می مرد . عاقبت برای مادرش پیغام داد که برایم غذا بفرست ، چون دیگران به جای غذا سنگ به او می دهند . عاقبت مادر خودش مرغی برایش کباب کرد و خودش به زندان برد ، در زندان شاهزاده وقتی دست دراز کرد تا مرغ را بردارد ناگهان مرغ مبدل به یک سنگ سیاه شد . پسر و مادر از این رویداد تعجب کردند . مادر که زنی دنیا دیده بود از فرزندش سئوال کرد که آیا کاری مخالف دستورات خدا و بزرگان دین انجام نداده ای ؟ پسر هر چه فکر کرد ، چیزی یادش نیامد . اما ماجرای سفره زنش را برایش تعریف کرد . مادرش گفت همین حرکت تو بی احترامی بوده ، بلافاصله از زندان به منزل عروسش رفت قضیه را پرسید . عروس هم هر آنچه اتفاق افتاده بود ، برای مادر شوهرش تعریف کرد . زن پادشاه که آدم عاقل و فهمیده ای بود ، به عروسش گفت : همین فردا که سه شنبه است باید سفره بی بی را پهن کنیم و اول شب به اتفاق عروسش به در هفت خانه به تکدی (گدایی ) رفت . آش را بار گذاشت و دیگ لِتی را بار کرد و کوکه ( کماچ ) را هم اول صبح پخت . از همسایه ها هم دعوت کرد تا گرد سفره بی بی جمع شوند و مراسم بی بی سه شنبه را برگزار کنند . هنوز روز به نیمه نرسیده بود که برای پادشاه خبر آوردند که پسرانت با پسران وزیر پیدا شدند . پادشاه فرزندش را از زندان بیرون آورد و به خانه اش فرستاد و شاهزاده هم به همسرش فاطمه قول داد که همیشه او را در برگزاری مراسم بی بی سه شنبه یاری کند .

پایان!

قیاسی که شرح آن لازم است

آنانکه به داستانها و حکایات ریشه دار اروپائیان واقف اند تشابه و قیاس افسانه بی بی سه شنبه را با داستان سیندرلا به خوبی درک می نمایند با حذف برخی از مسایل ابتدا و انتهای این داستان تشابه و تطابق کامل آن با افسانه سیندرلا مایه تعجب است و این سئوال را پیش می آورد که آیا اروپائیان در گشت و گذار های دیرینه خود این داستان را از سیستان اقتباس نکرده اند ؟ با توجه به این که سیستان سرزمین نو خاسته ای نیست و با عطف توجه به این که داستانهای کهن از سرزمین های کهن ریشه می گیرند بدون تردید داستان سیندرلا توسط جهانگردان چشم سبز مو طلائی از سیستان به اروپا برده شده است.

[ 2011/7/13 ] [ 18 ] [ م.قدرتی ]

برای دانلود نسخه pdf کتاب" سیستان " نوشته جی پی تیت باهتمام غلامعلی رئیس الذاکرین از لینک زیر استفاده کنید .

این کتاب دارای اطلاعات سودمندی پیرامون آداب سیستانیان و آثار باستانی این خطه و. . . می باشد که توصیه می کنم حتما کل آن را یا حداقل بخش هایی از آن را مطالعه کنید.


http://www.mediafire.com/?53mjuhzz723kkt1


[ 2011/7/7 ] [ 18 ] [ م.قدرتی ]
                            

محقق تاريخ اسلام دکتر محمدحسين رجبي دواني معاون پژوهشي دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه امام حسين(ع)

سال ۳۱ هجري سيستان توسط مسلمانان فتح شد و پس از مقاومت هايي فرماندهان خليفه سوم احساس کردند با زور نمي توان با اين مردم برخورد کرد و از سوي ديگر مردم سيستان نيز متوجه حقيقت اسلام شدند و با ميل اسلام را پذيرفتند و فتح سيستان خيلي با زور و جبر همراه نبود، بلکه با ميل و رغبت مردم انجام شد. براين اساس مردم سيستان برخلاف ساير نقاط ايران که مدت ها پس از حاکميت سياسي مسلمانان اسلام را پذيرفتند، به سرعت به دين اسلام گرويدند.

دکتر محمدحسين رجبي دواني معاون پژوهشي دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه امام حسين(ع) در گفت وگو با خراسان با بيان اين مطلب افزود: مردم سيستان گرچه فاصله اي طولاني با مرکز و دارالحکومه اسلام داشتند از ديرباز عشق و علاقه به اهل بيت پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) را سرلوحه امور خود قرار داده بودند.از اين رو گرچه سيستان با مرکز عالم اسلام چه زماني که اين مرکزيت در مدينه قرار داشت، چه زماني که در عراق بود و بعدها هم که در زمان حاکميت معاويه به شام منتقل شد، فاصله داشت، در برابر حوادث عالم اسلام حساس بودند تا حقيقت اسلام را که در اهل بيت عصمت و طهارت(ع) جلوه گر بود، به درستي بشناسند و به آن اعتقاد داشته باشند.

مقاومت مردم در مقابل فرمان معاويه براي سب علي(ع)

اين استاد دانشگاه با اشاره به نمونه اي در اين باره ادامه داد، زماني که معاويه پس از صلح با امام حسن مجتبي(ع) بر عالم اسلام مسلط شد، برخلاف شرايط صلح دست به يکي از زشت ترين کارها زد و آن اعلام رسمي سب و لعن حضرت علي(ع) در سراسر ممالک اسلامي بود، ولي مردم سيستان در برابر چنين فرماني مقاومت کردند و حاضر به اجراي آن نشدند.دکتر رجبي دواني در توضيح ماجراي اين مقاومت مردمي ادامه داد: معاويه به فرمانروايان خود در عالم اسلام حکم کرده بود در منابر و خطبه ها پس از حمد و سپاس خداوند، درود بر پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) و درود بر خليفه (خودش)، وجود مقدس اميرالمومنين علي(ع) را سب و لعن کنند. ولي با وجود اين فرمان مردم غيور و ولايي سيستان در برابر اين دستور ايستادند و حاضر نشدند به دستور او گردن نهند.

اين محقق تاريخ اسلام با اشاره به منابع معتبر تاريخي ازجمله تاريخ سيستان، احياء الملوک (ملک شاه حسين سيستاني)، معجم البلدان ياقوت حموي (که ياقوت نسبت به تشيع کينه و عداوت داشته است) و... گفت: نويسندگان اين کتاب ها اذعان دارند، مردم سيستان حاضر به انجام چنين عمل زشتي نشدند.حتي مورخ اهل سنت «وهبي شامي» در کتاب «ميزان الاعتدال» آورده است: در دوره بني اميه و زماني که در شرق و غرب جهان اسلام بر منابر، علي بن ابي طالب را لعن مي کردند، مردم سيستان از اين اقدام امتناع ورزيدند، تا اين که در عهدنامه خود با بني اميه شرط خود مبني بر لغو اين دستور را گنجاندند. اين نويسنده ادامه مي دهد... «الحق همين شرف ايشان را کافي است و در صفاي فطرت اصلي ايشان برهاني وافي و شافي».

دکتر دواني در توضيح مقاومت هاي مردم ولايت مدار سيستان گفت: حاکم سيستان از طرف معاويه مردم اين خطه را بيشتر تحت فشار قرار داد و گفت: اگر حضرت علي(ع) را لعن نکنيد، در ازاي هر يک نفر بايد يک مثقال طلا به عنوان جريمه بپردازيد.

مردم اين جريمه را پذيرفتند و از لعن اميرالمومنين علي(ع) خودداري کردند در نتيجه مقدار اين جريمه تا ۱۰ مثقال طلا به ازاي هر يک نفر افزايش يافت اما مردم باز هم زير بار نرفتند و بدون هيچ اکراهي جريمه را پرداختند تا آن عمل شنيع را مرتکب نشوند. اين مقاومت و طرفداري از امام علي(ع) براي از پا درآوردن اين مردم دوستدار خاندان نبوت و درهم شکستن مقاومت آنان بدان جا رسيد که عمال بني اميه طي اقدامي برنامه اي طرح کردند که سر زنان بزرگان سيستان را در ملاء عام بتراشند تا مردم به کار زشت لعن حضرت علي(ع) تن بدهند، اما مردم بزرگوار سيستان که بسيار غيور و نسبت به نواميس خود حساس هم بودند اگرچه حاضر به تحمل اين بي احترامي نسبت به زنان خود شدند اما به ساحت مقدس اميرالمومنين علي(ع) جسارتي نکردند. اين استاد دانشگاه ادامه داد: ملک  شاه حسين سيستاني در کتاب خود «احياءالملوک» در اين باره آورده است... «چون ديدند که مردم سيستان به هيچ وجه با اين جريان همداستان نشدند، دست از ايشان برداشتند و از آن زمان تا حال اهالي سيستان به محبت اهل بيت(ع) راسخ و ثابت قدم هستند.»

قيام مردم سيستان در دفاع از عاشورا

دکتر دواني در نمونه ديگري از محبت اهالي سيستان به اهل بيت پيامبر اسلام به واکنش آنان به فاجعه بزرگ کربلا اشاره کرد و گفت: ۳۰ سال پس از ورود اسلام به سيستان فاجعه کربلا روي داد در حالي که مردم بسياري از نقاط ايران در آن دوره هنوز به مکتب اسلام نگرويده بودند، هنگامي که خبر شهادت امام حسين(ع) و اسارت دختران رسول ا... به مردم سيستان رسيد، مردم ولايت مدار سيستان در برابر آن موضع گرفتند و به خروش آمدند و در برابر دستگاه جبار يزيد دست به قيام زدند.

اين عضو هيئت علمي دانشگاه در اهميت اين حرکت تصريح کرد: اين حرکت از اين رو مهم است که استبداد و اختناقي که يزيد در عالم اسلام حاکم کرده بود، باعث شد مردم عراق، شام و حجاز به عنوان مناطق مهم عالم اسلام در برابر حاکم جرات مخالفت نداشته باشند، ولي مردم دلاور سيستان به خروش آمدند و چنان عمل کردند که «عبادبن زياد» حاکم بني اميه در سيستان بيت المال را برداشت و فرار کرد. وي با اذعان به اين که گرچه جزئيات قيام مردم سيستان را پس از فاجعه عاشورا در تاريخ نداريم، شواهد حاکي از دلاوري مردم و حضور به هنگام آنان در صحنه است که باعث مي شود، عبيدا...ابن زياد که حاکم نيمه شرقي عالم اسلام از سوي يزيد بود و به قساوت قلب و سخت گيري مشهور، دريافت که با زور در برابر مردم سيستان به نتيجه نمي رسد و بنابراين دلجويي از آنان را در دستور کار خود قرار داد و دو برادر ديگرش را به عنوان حاکمان سيستان به اين خطه مامور کرد و آنان به لطايف الحيل سعي کردند اين حرکت مردمي را آرام کنند.

سيستاني ها قبل از مختار به دفاع از اهل بيت(ع) برخاستند

دکتر دواني ادامه داد: به هر حال مردم سيستان پيشتازي خروش نسبت به ظلمي که به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) روا شد، براي خود رقم زدند، در حالي که قيام توابين و قيام مختار عليه بني اميه و خون خواهي امام حسين(ع) پس از مرگ يزيد، يعني در سال ۶۵ هجري صورت گرفت. در حالي که مردم سيستان در همان سال ۶۱ و در فاصله کوتاهي يعني زماني که خبر اين فاجعه به آنان رسيد، عليه حکومت دست به قيام زدند از اين رو مردم سيستان فضيلتي دارند که ديگران از آن محروم اند.

دکتر دواني در خاتمه با اشاره به اين که نکات مطرح شده و موارد ديگري از عظمت مردم سيستان در تاريخ وجود دارد. اما کمتر کسي به اين موارد توجه کرده است، تا از عظمت و محبت و اعتقاد آنان به ولايت اميرالمومنين علي(ع) و اولاد ايشان ياد کند، گفت: استاد فقيد، محقق برجسته حجت الاسلام علي دواني، استاد و پدر بزرگوارم که نسبت به مردم سيستان عشق و علاقه خاصي داشتند در کتابي با نام «افتخارات مردان مرد سيستان»، مردم اين منطقه را مورد توجه قرار داده اند و بيشتر موارد ياد شده، از اين کتاب گرفته شده است.


موضوعات مرتبط: مردم سيستان پيشتازتر از مختار
[ 2011/7/5 ] [ 16 ] [ م.قدرتی ]
خانه های سیستانی


این خانه های منحصر بفرد تنها در محدوده ی سیستان باستان مشاهده می شود.بنای آن شامل دیوارهایی با عرض 1متر(دیوارهای سه خشتی زابلی)وگنبدی زیبا(گه به سیستانی بدان"گمذ"گفته می شود)و بادگیری که ماهرانه رو به باد ساخته می شود(که به سیستانی به آن"کولک"kolakگفته میشود)و نقش خوبی در خنک نمودن فضای خانه ایفا می کند،است.

[ 2011/7/5 ] [ 10 ] [ م.قدرتی ]
http://scythian.persiangig.com/nature%20sistan/across/Untitled-8.jpg
موضوعات مرتبط: پیر گندم بریان
[ 2011/6/28 ] [ 11 ] [ م.قدرتی ]
قلعه چهل دختران دز پوزه جنوب غربی کوه مشرف بر در یاچه و دشت اطراف بقایای ساخت و سازهای

دیگری است که از یک حیاط مرکزی  با دو دروازه و اتاقها و رواق های جنبی و برج و بارو ها شکل گرفته

است . این اثر در بین اهالی محلی بانام قلعه چهل دختر شهرت دارد .

این اثر بنایی است خشتی که گهگاه در پی سازی ها از سنگ نیز استفاده شده است .

با توجه به موقعیت بنا می توان آنرا هم بک د دفاعی و نظامی دانست . این اثر نیز احتمالا همزمان با

  دو  قلعه کک و سام است و به همراه آن دو مجموعه ای را  می سازد که آنها را آثار تاریخی کوه

خواجه نامیده اند. 


موضوعات مرتبط: قلعه چهل دختران
[ 2011/6/28 ] [ 10 ] [ م.قدرتی ]

         در خط الراس کوه خواجه که سطح بسیار وسیعی دارد و در منتها الیه پوزه شرقی بر مرتفع ترین نقطه کوه بقایای دژی است که اهالی از آن به عنوان قلعه کک کهزاد یاد می کنند . این دژ ناز همچون دژ مرکزی باخشت و کاهگل بنا شده و به نظر می رسد همزمان با آن باشد. قلعه کک کهزاد فاقد حیاط مرکزی است ومجموعه ای است از  اتاقهای بزرگ و فضاهای جنبی  و با توجه به پلان بنا می توان ادعا کرد که محل سکونت و مقر حکما و فرماندار بوده و جنبه کهن دژ  را در کل مجموعه داشته است .


موضوعات مرتبط: قلعه کک کهزاد
[ 2011/6/28 ] [ 0 ] [ م.قدرتی ]


http://static.panoramio.com/photos/original/46960276.jpg


http://static.panoramio.com/photos/original/46960217.jpgایوان قلعه مچی


عکس : م . زارع

قلعه مچی در ناحیه ی تاریخی حوضدار (حوض دارا)در 70 کیلو متری جنوب غربی زابل قرار دارد و از آنجا که در سراسر منطقه نخلستان های فراوانی وجود داشت و مچ نیز به زبان محلی به معنی درخت خرما می باشد قلعه به این نام مشهور شده است .

پیشینه تاریخی قلعه:

با توجه به متون تاریخی و آثار باقی مانده اعم از معماری و سکه و سفالینه های بدست آمده  تاریخ احداث این قلعه را می توان به دوران صفویه رساند که احتمالا تا اوایل حکومت قاجار مقر و کاخ حکمرانی خاندان رئیسی از حاکمان محلی تمدن جنوبی سیستان بوده است اما با مطالعه بر روی سفالینه های سطحی منطقه نمی توان تاریخی قدیمی  تر از قرن 6 و 7 هجری برای آن در نظر گرفت . به نوشته سیاح خارجی کلنل چارلز شهر را باغها و نخلستانهای بزرگی احاطه می کرده کهامروز به کلی ویران شده است .

اما در مورد متروک ماندن این منطقه نظرات مختلفی ارایه شده که یک مورد خراب کردن سد قدیم سیستان که به شاهرخ نسبت می دهند می دانند .

عناصراصلی معماری قلعه:

ساختمان قلعه مچی از نوع ساختمانهای دو ایوانه اسلامی است که جهت آن شمالی-جنوبی می باشد  بطور کلی ساختمان آن از یک حیاط مرکزی و دو ایوان در قسمت شمالی و جنوب تشکیل شده است . همچنین اتاق ها و تالار های کوچک و بزرگ در اطراف حیاط مرکزی که در بخش فوقانی  قلعه نیز اتاقهایی وجود دارد . در قسمت بیرون قلعه علاوه بر اصطبل سر در ورودی مجموعه تاسیسات ساختمانی منفرد حصار باغ  آب انبار و حیاط دیده می شود .

 بزرگترین و مرتفع ترین ایوان قلعه که در حدود 10 متر ارتفاع دارد در بخش شمالی قلعه می باشد . ایوان جنوبی قلعه کوچکتر بوده که یکی از زیباترین بخش های قلعه محسوب می شود نمای خاجی قلعه دارای تزئیناتی است که در  لع شرقی و غربی آن متمرکز می باشد زیبا ترین نمونه های تزئینات خشت و گل در آسیاهای بادی منطقه می توان مشاهده کرد .

آب انبار قلعه در گوشه های شمالی و غربی با کمی فاصلهاز آن واقع شده که بجز سر در دیگر بخش های آن تخریب شده است . در قسمت های مختلف منطقه آثار دیوار باغهای بزرگی بصورت پراکنده دیده می شود همچنین مجموعه ساختمانهای وسیعی در سطح منطقه که به صورت مستقل عمل می کرده اند ساخته شده است که امروز به باد فراموشی سپرده شده اند .


آسیاهای منطقه حوضدار :

هنگام ورود اعراب به سیستان تنها چیزی که مایه تعجب اعراب شده بود طواحین الریاح یهنی آسیاهای بادی بود که هم اکنون چیزی از آن باقی نمانده است . در  محدوده قلعه مچی و قلعه رستم آسیاهای بادی زیبایی بصورتپراکنده به یادگار مانده که رو به نابودی می باشد .

این بنای حیاط بخش از سه قسمت اصلی که شامل اتاق مرکزی دیوار های جانبی و اتاقی که احتمالا مخصوص آسیابان بوده است تشکیل شده و جهت آسیاها تماما شمالی جنوبی و در مسیر بادهای 120 روزه سیستان ساخته شده است.

بزرگترین و اصلی ترین قسمت ساختمان کهبه شکل مستطیل است در شمال آن واقع شده که باد را به داخل  ساختمان هدایت کرده است . نمای بیرونی آسیاهای بادی منطقه از اشکال با شکوه خشت کاری برخوردار است به طوری که خشت به کار رفته که بافت پر سایه دیوارها و فن لانه زنبور را به خاطر می آورد پرده وار از انعکاس شدید نور خورشید جلوگیری می کند و برای لحظه ای سردی باد را در خود حس می کند . معمار با سلیقه و پرکار دیوار را به شش قسمت تقسیم نموده و تزئین صلیب را از ذهن خویش به دل باد خورده دیوار منتقل نموده است .

  ساختمانهای آرامگاهی محدوده تاریخی حوضدار :

این آرامگاه ها دارای ساختمانهای چلیپایی شکل چهار ایوانه و یک ایوانه می باشند. مصالح اصلی آنها از خشت و کاهگل می باشد.

با بررسیهای به عمل آمده به نظر می رسد مکانهایی از این دسته یک نوع تدفین خانوادگی بوده اند که احتمالا اشخاص مهمی در آنجا دفن شده اند .  با توجه به بررسیهای به کوره های سفالپزی اطراف قلعه مچی و همچنین توپیهایی که جهت پخت سفال استفاده می شده می توان گفت که بسیاری از ظروف سفالی که استفاده روزمره داشته اند در خود محل توسط سفالگران محلی ساخته شده است.

از دیگر آثار منقول قلعه و پس از بررسی سطحی سکه های فلزی هستند که بیشتر آنها از جنس مس می باشد. یک نمونه بدست آمده سکه ایست از زمان صفویه که مربوط به شاه عباس است .

نوشته روی سکه :(بنده شاه ولایت عباس )

پشت سکه :(لا)اله الا الله(محمد)(رسول الله)علی (ولی الله)


به نقل از کتاب : سیستان بهشت باستان شناسان _ افتخارات سیستان 5(از مجموعه کتب افتخارات سیستان چاپ شده به در خواست روابط عمومی دانشگاه زابل در دوره ریاست دکتر دهمرده)


[ 2011/6/27 ] [ 8 ] [ م.قدرتی ]
توتن سواری در سیستان


برای توضیح مختصر اینکه توتن چیست باید گفت قایقی است که بطور سنتی در سیستان از نی های نیزار دریاچه هامون ساخته می شود و با چوبی بنام پچو هدایت می شود که اکنون با توجه به پیشرفت امکانات و همچنین خشک شدن های مکرر دریاچه(بدلیل خودداری دولت افغانستان از دادن حق آبه سیستان) کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.


[ 2011/6/27 ] [ 8 ] [ م.قدرتی ]
آتشکده ای در میان بادگیرها
آتشکده زرتشتیان یکی از اصلی ترین عبادتگاه های زرتشتیان در میان بادگیرهای شهر یزد است.

در خیابان آیت الله کاشانی یزد ساختمان و باغ زیبایی وجود دارد که محل عبادت زرتشتیان است. این مکان که از آن با نام آتشکده زرتشتیان یاد می شود، در آبان ماه 1313 هجری شمسی با سرمایه اهدایی انجمن پارسیان هند در زمینی اهدایی با نظارت "ارباب جمشید امانت" ساخته شد.
ساختمان اصلی آتشکده با ارتفاعی بالغ بر 21 متر در میانه حیاط قرار گرفته و درختان سرو و کاج آن را احاطه کرده است. در مقابل این ساختمان حوضی مدور و پرآب گرمای یزد را مطبوع می کند؛ کارشناسان معتقدند وجود آتشکده ها در کنار آب از ویژگی آنها است. تصویر نگاره فروهر و سرستون های سنگی عمارت در این حوض منعکس می شود .
با گذر از حوض مذکور، تعدادی پله به پهنای ساختمان دیده می شود که راه ورود به این ساختمان که دو متر بالاتر از سطح زمین قرار دارد، است.


بر روی آخرین پله ستون هایی سنگی وجود دارد و در بالای آنها نگاره فروهر و نوشته های اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک دیده می شود که خود نشان دهنده تاریخچه و هویت این بنا است. می توان گفت معماری این آتشکده تا حدودی از معماری پارسیان هند تاثیر گرفته است.


ورود به آتشکده ها با آداب خاصی همراه است؛ از جمله این آداب و رسوم می توان به پاکیزگی افراد اشاره کرد. از دیگر شرایط داشتن کلاه سفید برای مردان و روسری سفید برای زنان است و افراد باید بدون کفش به محل عبادت وارد شوند.
بابر روایتی آتش موجود در این آتشکده که زرتشتیان آن را "آتش ورهرام" می نامند، حدود 1515 سال پیش، از آتشکده "ناهید پارس" (پس از نقل مکان به چندین جای دیگر در یزد) به این مکان آورده شد و تاکنون این آتش خاموش نشده است.
آتش در محفظه ای بلندتر از سطح زمین در اتاقی نسبتا وسیع و دور از تابش خورشید قرار گرفته و اتاق های مراسم نیایش پیرامون آن طراحی شده است.





سرود آتشکده کرکوی سیستان

(اواخر عهد ساسانی)


فُرخُتَه باذا، روش
خنديده گرشسب، هوش
همی پُراست، از جوش
انوش کُن می، انوش
دوست بذ آگوش
به آفرين نه، گوش
هميشه نيکی، کوش
که دي گذشت و ، دوش
..............................

افروخته بادا روشنائی
تابنده بادا هوش گرشاسب
از جوش رسته است
نوش کن می را، نوش
یار در آغوش گیر
به نیکی و آفرین گوش بدار
تا ميتوانی نيکی کن
که پلشتی ها نابود شدنی اند

[ 2011/6/27 ] [ 8 ] [ م.قدرتی ]
در این بخش مختصرا به معرفی برخی از بزرگان سیستان عزیز می پردازم:

اول آنان رستم دستان یگانه پهلوان ایران باستان که معرف حضور همه است.

یعقوب لیث صفاری نخستین شهریار ایران پس از اسلام.

فرخی سیستانی شاعر شهیر ایران.

رابعه بنت کعب قزداری نخستین بانوی شاعر پارسی گوی ایران.

ابو سعید سجزی ریاضی دان و منجم مشهور سده چهارم هجری قمری .

ابو سلیمان سجستانی فیلسوف سده چهارم هجری قمری .

محمدبن وصیف سجستانی نخستین شاعر پارسی گوی ایران.

ابو یعقوب سجستانی نویسنده کهن ترین کتاب نثر فارسی دری (کشف المحجوب).

حزیزبن عبدالله سجزی اولین فقیه شیعی.

خلف بن احمد صفاری نخستین کسی که به دستور او در قبال یکصد هزار سکه قرآن خطی نوشته و طراحی

شد که در حال حاضر زینت بخش موزه پاریس است.


در زمانی که تمامی ایران به زبان عربی سخن گفته وفرهنگ ایرانی در حال نابودی بود برآمدن خیزش یعقوب

لیث صفاری ازسیستان منجر به گسترش زبان فارس و خلق شاهکارهای ادبی حافظ و سعدی و مولوی و

فردوسی و . . . گردید .

[ 2011/6/26 ] [ 19 ] [ م.قدرتی ]
[تصویر: 1794538-b.jpg.jpg]

[تصویر: 1794531-b.jpg.jpg]

برای مشاهده طرح لباس قدیم مردان و زنان سیستان به ادامه مطلب رجوع کنید.


ادامه مطلب
[ 2011/6/26 ] [ 19 ] [ م.قدرتی ]
نامهای سیستان و زاول و زرنگ و نیمروز

اما سیستان از بهر آن گویند که ضحاک اینجا مهمان بود به نزدیک گرشاسب.و عادت

او آن بود که به ایله نشستی  و اکنون ایله را بیت المقدس گویند و شراب با زنان

خوردی . و به آن روزگار سرای زنان را شبستان گفتندی . چون ضحاک مست

گشت او را یاد آمد عادت خویش . گفت شبستان خواهم تا آنجا خوشتر خورم

گرشاسب عادت او دانسته بود . گفت اینجا سیوستان است نه شبستان . و

سیو مرد مرد را گفتندی به آن روزگار . و سیستان به آن گویند که همیشه انجا

مردان مرد باشند و مردی مرد باید تا آنجا بگذرد .

چون این سخن گفته شد ضحاک شرمناک شد. گفت ای پهلوان راست گویی . ما

به سیوستانیم نه به شبستان .

از پس از آن اینجا را سیستان گویند به یک حرف کمتر که  واو است.

اما زاول از آن گویندکه همه شهرها که کردند به این عالم یا به لب دریا کردند یا به

نزدیک کوه زیرا که جواهر و چیزهای بزرگ از دریا خیزد و معادن از کوه باشد . اینجا

که بنا کردند گفتد همه چیزهای ما از اب و گل باید ساخت .

اینجا یک حرف به گفتار اندر فرو شد که گاف باشد . زاول گفتند.

اما زرنگ به آن گفتند که بیشتر آبادانی و رود ها و کشتزارها زال زر ساخت چنان که

زالق العتیق گویند اندر پیش زره زالق الحدیث -کع معرب کرده اند :آن زال کهن است

و زال نو . و او را مردمان سیستان زر و رنگ خواندندی زیرا که موی او راست به زر

کشیده مانستی  بسکر را که او ساخته بود زرنگ گفتند - اینجا نیز دو حرف کم

کردند اندر گفتار - و چون مردان مرد و کاری و بزرگان همه از بسکر خواستند همه

سیستان را به آن نام کردند و زرنگ خواندند

اما نیمروز . دو قول گویند : یکی آنکه خسروان را را در سالی یک روز بودی که داوری

یک ساله مظالم کردندی  آن همه ی جهان به نیم روز راست گشتی و مظلومان

سیستان را جدا گانه نیم روز بایستی. به این سبب نیمروز نام کردند .

و بوالفرج بغدادی گوید نه چنین است اما حکمای عالم جهان را بخشش کردند بر  بر

امدن و فرو شدن خورشید به نیمروز. و حد آن چنان باشد  که از سوی مشرق از

آنجا که خورشید به کوتاهترین روزی برآید و از سوی مغرب از آنجا که خورشید به

دراز ترین روزی فرو شودحو این علم به حساب معلوم گردد و این جمله را به چهار

قسمت کرده اند :خراسان و ایران و نیمروز و باختر .  هر چه حد شمال است باختر

گویند . و هر چه حد جنوب است نیمروز گویندو میانه اندر به دو قسمت  شود :هر

چه حد شرق است خراسان گویند و هر چه مغرب است ایرانشهر .


به نقل از کتاب تاریخ سیستان از نویسنده  نا معلوم

بازخوانی متون و ویرایش متن :جعفر مدرس صادقی

[ 2011/6/25 ] [ 21 ] [ م.قدرتی ]
نامه امام نهم شیعیان جهان حضرت امام محمد تقی(ع )به فرماندار سیستان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر تو و بر بندگان شایسته خدا

ای فرماندار سیستان

قدرت و حکومت امانتی است در اختیار تو تا خدمتگزاربندگان خدا باشی با این قدرت و توانایی باید به برادران

دینی خود کمک کنی و به یاری آنان بشتابی تنها چیزی که برای تو باقی میماند نیکوییها و کمکهایی است که

درین مقام به برادران دینی خود می کنی آگاه باش که خدا در قیامت از تمام کارهایت باز خواست می کند و

گوچکرین عملی از خدا پنهان نخواهد ماند

محمدبن علی الجواد


[ 2011/6/24 ] [ 18 ] [ م.قدرتی ]
 
 
 
قلعه مچي


اين بنا در عهد صفويه تا قاجاريه به عنوان مركز حكمراني خاندان رييسي از حاكمان محلي بوده از ويژگيهاي معماري اين بنا ايوان

و گنبدهاي رفيع و عظيم خشت و گلي منحصر به فرد و پلان مربع شكل آن با تزيينات ساده چليپا و نيم ستونهاي گلي است . مصالح
به كار رفته در آن چينه و خشت است . اين كاخ هر چند با توجه به عوامل جغرافيايي و سياسي متروك شده است ولي همچنان به
عنوان نماد هنر معماري خشت و چينه از دوران صفوي در دشت سيستان از منزلتي ويژه برخوردار است . در حال حاضر اين اثر
توسط ميراث فرهنگي استان مورد مرمت و بازسازي قرار گرفته است .

آدرس : حدود 60   كيلومتري جنوب غربي شهرستان زابل بين شهر سوخته و تاسوكي سمت راست جاده زابل – زاهدان (در ناحيه حوضدار)

[ 2011/3/4 ] [ 12 ] [ م.قدرتی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
امکانات وب
سیستانيان

<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->